Yaghiha's Blog

نوامبر 30, 2009

فرجام چیست؟

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 10:08 ب.ظ

1:فضای امنیتی که به یاری نیروهای شبه نظامی در سراسر ایران به پاشده خبر از روزهای طوفانی می دهد.مقتدا نشان داده که هیچ شوقی به همراهی با جنبش سبز ایران ندارد وتمام نیروی خود را در سرکوبی و مهار آن متمرکز کرده است.او به سادگی می اندیشد همه ی آنچه می بیند حاصل عملکرد چند نیروی خاص و طبقه ی متعلق به آنهاست،پس می شود با مشت آهنین همه را منکوب و طبقه ی بله قربانگوی خود را حاکم نماید.

 

2:در شهرستانها گشت های موتوری و پیاده نیروهای بسیج،مخفی و نیمه مخفی،شهر را قرق کرده و در ظاهر کوچکترین تحرک نیروهای مخالف را کنترل می نمایند.این گشت ها که تشکیل شده از عده ای نوجوان و جوان زیر بیست و پنج سال است…البته منظور عمده ی آنهاست…به فرماندهی یکی از نیروهای رسمی سپاه پاسداران فعال هستند وهیچ فهم کاملی از آنچه می گذرد ندارند،آنها بیشتر مغلوب حس ماجراجویانه و ایدئولوژیکی بوده که آنها را تحریک به حضور دراین نمایش می کند.

 

3:نیروهای شبه نظامی خارج از مرکز در هماهنگی قابل مشهود وظیفه دارند تمام رستوران های بین راهی حوزه ی خود،مسافرخانه،هتل ها و… ر ا کنترل و کوچکترین مورد مشکوکی را پیگیری و گزارش نمایند.

 

4:مقتدا به همه ی نیروها آماده باش داده و آنها را به آمادگی برای سخت ترین روزهای نبرد امر کرده است…این رفتار او مثل آخرین روزهای حیات سیاسی صدام است که همه ی خانواده را دور خود جمع کرده و….

 

5:جنبش سبز به آرامی مبارزانی متولد می کند که راههای دیگر رودررویی را آزمایش وگسترش می دهند.

 

6:قتل های فعلی را به هیچ رقم نمی شود به جنبش سبز وصل کرد،این اتفاقات به طرز عجیبی بوی تصفیه حساب های خاص می دهد که ریشه در اختلافات طبقه ی حاکم دارد.این روزها نیروهای شبه نظامی درگیر هر نوع فعالیتی هستند و احتمال تداخل و برخورد آنها بیش از هر دوره در جمهوری اسلامی است…درگیری نمایشگاه و رجز خوانی های سرداران جنگ برای هم از مواردی ست که این روزها خواندنی و دیدنی ست!….

 

7:همه چیز بوی روزهای سخت وصعب می دهد وشرایط،متاسفانه،به سویی می رود که در صورت عدم همراهی با جنبش،رهبری از دست نیروهایی چون کروبی،خاتمی،میرحسین خارج شده وآینده ی حرکت روز به روز غیرقابل پیش بینی تر می گردد.

 

8:در تمام این سردرگمی ها یک چیز را می توان با قاطعیت نوشت:بخش اعظم ایران وایرانیان یک شعار دارند و آنهم محاکمه ی بت بزرگ وتمام نیروهایی که در کشتارها،تجاوزها،غارت ها و…بیشمار وقایع این سالها دست داشته اند،در دادگاهی صالح با حضور هیئت منصفه ای آگاه و عادل!

 

9:کنار کشیدن جوادی آملی نشان از آن دارد که به زودی روحانیت سنتی خود را از حاکمیت جدا و اندک مشروعیت ان را رسما به باد می دهد،مگر آنکه حکومت بخواهد با معرفی مراجع دولتی بازی تازه ای را برای به حاشیه بردن روحانیت مستقل آغاز کند.

 

10:و تردید نکنید در پس این روزهای تیره وتار لحظه هایی ست که بوی ……!

نوامبر 6, 2009

مقتدای ویرانی

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 6:42 ب.ظ

 

1:قابل پیش بینی بود فرد ضعیف النفسی چون مقتدا به مشت آهنین پناه ببرد وتداوم امنیت خویش را در پناه اسلحه و سرکوب جستجو کند.او با اعلام آماده باش به تمام نبروهای سرکوبگر و مزدور خویش خواب های پوشالینی دیده که به مرور زمان فصل های آن رقم خواهد خورد.

2:مقتدا تئوری شخم را در دوره ی جدید دنبال می کند،این تئوری که از اتاق فکر مشاوران او بیرون آمده در جستجوی ایجاد یک طبقه ی جدید حکومتی و اجتماعی در ایران امروز است.مطابق این  تئوری  کشتار وقلع و قمع مردم تا حد رسیدن به وضعیت مطلوب مجاز است و….

3:این روزها عرصه ی مدیریتی کشور کاملا به حال خود رها شده و همه چیز فقط درحد روزمره پیش می رود.مدیران میانی به بالای حاکمیت یک چشم به خیابانهای محل کارشان دارند و یک چشم دیگر به  راهی برای پیوستن به مردم و فرار از حضور در دولت کودتا  و همین موجب شده هیچ چیز این روزها پیش نرود وبا کشوری کاملا متوقف مواجه باشیم.

4:جامعه ی رها شده در بدترین وضعیت اجتماعی ممکن است،تعداد قتل های خانوادگی به طرز سرسام آوری افزایش پیدا کرده و خبر از فروپاشی  بنیادی ترین هسته ی  نظام اجتماعی ایران می دهند.

5:مقتدا و طبقه ی او کاملا از ایران بریده وبا تکیه بر طبقه گرسنگان،پابرهنگان بی ریشه،اوباش حرفه ای،معتقدان احمق به فکر کنترل و مدیریت ایران تا رسیدن به شرایط مورد نظر هستند.

6:شرایط مطلوب مقتدا و طبقه ی او هنوز مشخص نیست وتنها گذر زمان نشان می دهد چه در سر اوست…القاعده شیعی،استبداد دینی از جنس طالبانسیم شیعی،دیکتاتوری نظامی،و…از نمونه های قابل پیش بینی ست ولی فعلا باید صبر کرد وشاهد گذر زمان بود….

اکتبر 29, 2009

مقتدا و درونیات پنهانش

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 8:47 ب.ظ

1:مقتدا امیدوار است با گذر زمان خاطرات این روزهای سیاه از ذهن مردم پاک شود و راه برای برپایی خلافت اسلامی موروثی مهیا گردد.او با تهدیدات پیاپی مخالفین ومعترضین سعی می کند همه چیز را کنترل شده و تحت اختیار نشان دهد وبه نوعی مردم را دچار سرخوردگی و ناامیدی از ادامه ی مبارزه  نماید.

2:مقتدایی که از عمق نارضایتی رخنه کرده در بیت خود نیز بی خبر است و نمی داند چه بخش قابل توجه ای از معتقدانش به نتیجه ی،او باید برود،رسیده اند!باید تا این حد ساده لوحانه سخن بگوید.اخبار قوی نشان می دهد که عملیات انتحاری سیستان نتیجه همکاری یک پاسدار رسمی در بدنه سپاه بوده وهواپیمای سقوط کرده در مانور هفته ی جنگ قصد داشته طی یک حرکت انتحاری به جایگاه ویژه بزند که توسط فرمانده مانور دستور زدن آن را دادند…اگر یادتان باشد خبر خیلی سطحی زیرپوشش رفت وهیچگاه از کشته شدگان آن تقدیرو یا نام برده نشد….

3:هر چه بت بزرگ سعی می کند به مردم چنگ و دندان نشان دهد وشرایط را به حالت عادی برگرداند تتیجه ی عکس می گیرد!تردید نکنید در بارگاه او بخش اعظمی که مانده اند فقط دغدغه ی نان دارند وذره ای با رویاهای شوم بت بزرگ حس همراهی ندارند.

4:جامعه راه خود را می رود ومبارزه تازه شکل واقعی تری به خود گرفته است.مرکزنشینان  این روزها شاهد ریشه دار شدن حرکت شان در شهرستانهای دور و نزدیک هستند ونتیجه آن روزهای طوفانی و سرکوب های خونین را به آرامی در شهرهای دیگر می بینند.اگر انقلاب اسلامی در شهرستانها آغاز شد وتهران آن را تمام کرد این بار قضایای عکس است،تهران آغاز کرده و شهرستانها می خواهند تمام کنند!!

5:در همه ی روزهایی که گذشت یک نتیجه کاملا محرز شده و آن اینست که:مقتدا وطبقه ی همراه او…نظامیان و شبه نظامیان…دغدغه ی ایران و ایرانیان را ندارند.آنها با تئوری مشت خونین جامعه را به آستانه ی توقف کامل زندگی عادی رسانده  وبا اجرای طرح های اقتصادی هدفمند قصد زدن تیر خلاص به بخش اعظمی از جامعه را دارند.به نظر آنها بهترین راه برای تداوم قدرت و عملیاتی کردن خواسته هایشان درگیر کردن مردم با حداقل هاست!این چنین است که مردم صاحب ویژگی هایی چون سردرگمی،بی انگیزگی و آشفته حالی ویرانگر شده  و اجازه ی سازماندهی و مبارزه منسجم  از آنها سلب می شود.

6:وقتی بت بزرگ دستور قتل و عام می دهد،وقتی تشکیک دراصل  انتخابات را جرمی نابخشوده می خواند،وقتی در تمام ارگانهای زیرنظرش سفاک ترین انسانها را ماموربه خدمت کرده،وقتی سیاست کرنش در برابر بیگانه و دشنه بر جان آشنا را به جد دنبال می کند،…و وقتی بی شمار نشانه های دیگر وجود دارد که او خود را برای یک سرکوب خونین و راه اندازی حمام خون آماده کرده!فکر توقف مبارزه فقط در آغوش کشیدن،دل خواهانه ی ،عفریت پیر مرگ است!!

7:از کودتای سوم مدل خمرهای سرخ بیرون آمده  ونشئه شدگان قدرت مطلقه به فکر برپایی یک کامبوج  مطلوب در ایران هستند…نه چینی،نه کره ای،کثیف ترین مدل سرکوب که خاص گروه های تروریستی ست فرجام حرکت57 شده!…

8:مقتدا هنوز مزدوران و معتقدانی دارد که برای او می کشند تا پول خوب بگیرند ویا به بهشت بروند!و همین قابلیت آن را دارد که ایران را به جنگ داخلی ویرانگر بکشاند.بهترین راه برای شکل نگرفتن این فرجام آنست که…آیا مردی هست؟!

9:وهمه چیز بوی تعفن برخاسته از…را می دهد!

اکتبر 23, 2009

زمین سوخته!

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 12:48 ب.ظ

 

سهم خنجر 

سینه ی دریده

نشان خون

رود جاری

فریاد

در گلو خفته

انتظار

به پایان رسیده

اینجا

زمین سوخته!

اکتبر 18, 2009

کدام مدل؟

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 7:21 ب.ظ

1:حمله ی انتحاری به محل گردهمایی نیروهای اعزامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر سرباز،مبارزان سبزرا به مرحله ی تازه ای از راهی که انتخاب کرده اند می رساند.آنها  باید بفهمند بعد از این راه مبارزه و برخورد با این طیف از سوی حاکمیت یک طرفه می شود!

2:مردان کودتاچی در اولین استراتژی انتخابی سعی می کنند تکلیف خود را با جنبش سبز مشخص کنند و آغاز این تعیین تکلیف مراسم سیزده آبان امسال خواهد بود.

3:آنها یا به سرکوب خونین…مدل چینی ویا تیان آن من ی…روی می آورند، و یا سعی می کنند جنبش را به رسمیت شناخته وبا تن دادن به مطالبات مردم راه را برای سرکوب نیروهای معارض در مرزها و بازگشت آرامش به  کشور هموار کنند.

4:حاکمیت اگر به مدل سرکوب خونین تن دهد بدون تردید در مسیر سقوط قطعی قرار می گیرد…به این فکر کنید که با چنین مدلی دانشگاهها،مدارس و…بیشتر مراکز آموزشی به چه مرحله ای از انفجار می رسند…

5:مدل دوم شاید پذیرش آن برای دیکتاتوری نظیر مقتدا سخت باشد ولی تنها راه بقای رژیم در این روزهای طوفانی و بنیان کن است!

6:طراحان قدرت در ایران به یک سردرگمی محض رسیده اند.آنها که فکر می کردند در اوج اقتدار وصلابت هستند و به یاری برنامه ریزی برگرفته از تئوری النصر بالرعب کشور را در کنترل دارند،این روزها فهمیده اند حتی از نظر اطلاعاتی نیز به….رفته اند…براستی به این فکر کرده اید که گروه  ریگی از کجا در مورد نشست سران سپاه و افراد حاضر در ان اطلاع کسب کرده است،همه اینها نشان از درز اطلاعات از عالی ترین سطوح فرماندهی سپاه دارد!….

7:مردان مقتدا به آرامی  پایان تلخ  رویاهای خود را می بینند و تمام خواب هایی که برای ایران و ایرانیان دیده اند تعبیر نشده همراهاشان در تاریخ دفن می شود.

8:یک سئوال خودمانی:آیا شاهد محاکمه ی مقتدا و مردانش به جرم جنایت علیه ایرانیان خواهیم بود؟یا او فرجام دیگری دارد که کسی را یارای حدس زدن آن نیست!!!

اکتبر 16, 2009

همه ی راههای آزادی به جنبش سبز ختم می شود

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 5:57 ب.ظ

1:به نظر شما هشدار پیر کفتاری چون جنتی چه معنایی دارد؟آیا آنها ترس دارند که کابوس روز قدس تکرار شود؟آیا…آیا…؟!

2:همه ی این سئوالات و هراس مسئولان جمهوری نمایشی وجود دارد،ولی جدی ترین مسئله اینست که حاکمیت دیگر توان  برخورد خشونت آمیز را در خود نمی بیند.هزینه ای که در برخوردهای قبلی ایجاد شد هنوز به قوت خود باقیست وهر روز خبرها و تصاویر تازه تری از آن بین مردم دست به دست می شود،آنها فهمیده اند کوچکترین برخورد این قابلیت را دارد  به جریانی تبدیل شود که به راهی غیرقابل پیش بینی و مهار ختم گردد.

3: انعکاس جهانی خشونت ها نیز ترس حاکمیت را مضاعف کرده و دست او را در اعمال خشونت  ویرانگر و کور…نظیر آنچه بعد ازنماز جمعه ی شیطانی مقتدا شکل گرفت…بسته است.

4:این روزها همه ی راههای آزادی به جنبش سبز و پیوستن به آن ختم می شود ورهبرانی نظیر میرحسین و کروبی فقط به دنبال مردم هستند.

5:مقتدای سردرگم،یاران بی انگیزه،مزدورانی که بوی روزهای سقوط را استثمام کرده اند،مردمی که دیگر حاضر نیستند به تداوم قدرت خدایان فریب تن دهند،خزانه ای که این روزها به بهانه های واهی خالی شده وحاکمیت سعی می کند با بازی نمایشی آزادسازی یارانه ها اول جیب خود را وبعد بخش کمی از مردم را…به ظاهر…پر کند،رواج  شکلی از خرافه گرایی که سعی می کند حاکمیت فریب را برای بخشی از مردم ناآگاه توجیه کند…روز شهادت امام جعفر صادق عده ای خشک مذهب و مقدس نما در اصفهان برای امام تشییع جنازه گرفته اند …،و… بسیاری نشانه ای دیگر که خبر از روزهای دیگری،متفاوت ازاین روزها،می دهد.

اکتبر 9, 2009

اشاره ها

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 12:19 ب.ظ

یکم:ادبیات مردان مقتدا هنوز بوی غرور کور می دهد.آنها به شکل حیرت انگیزی خود را به حماقت و نادانی زده وتمام سعی وتلاش شان اینست که بگویند اتفاقی نیفتاده و هر چه بوده در حد چند تخلف فردی است.

دوم:احمدی مقدم…حیات نو پنج شنبه شانزدهم مهرماه 88…ضمن تهدیدات همیشگی خود سعی می کند اصل جنبش را به رسمیت شناخته و تنها به رفتار در چارچوب قانون توصیه کند.همین اشاره کوچک نشان می دهد که جنبش سبز خود را به حاکمیت مردان کودتاچی تحمیل کرده وبعد ازاین سبزها باید به فکر گسترش خویش وفرآگیرتر کردن مبارزه باشند.

سوم:اعتراف تلویحی احمدی مقدم به رفتار اشتباه پلیس و خطاهای رخ داده در ایام بعد از انتخابات نشان می دهد که آنها نیز به سقوط جایگاه نیروهای نظامی و انتظامی در جامعه پی برده اند.آنها فهمیده اند این روزها نظامی ها نمادی از فروپاشی اخلاقی حاکمیت هستند ومردم دیگر هیچ اعتنا و باوری نسبت به ادعاهای اخلاقی آنها ندارند.

چهارم:جمهوری اسلامی به آخرین مرحله ای که یک حاکمیت در حال سقوط تجربه می کند رسیده است.فروپاشی اخلاقی،ارتکاب کثیف ترین رفتارهای ممکن برای ساکت کردن مردم،برپایی بازداشتگاهای زیرزمینی وتاریکخانه های غیرقابل نظارت که دراین ایام محل آمد ورفت بازداشتی های بعد از انتخابات بود و..بیشمار موارد دیگرکه فقط نشان از آخرین گامهای حاکمیت برای حفظ قدرت دارد.

پنجم:فقط با گذر زمان وشفاف شدن جریان اطلاع رسانی می توان عمق حوادث رخ داده را پیدا کرد.

ششم:برخی بازی های اطلاعاتی نظیر ماجرای سعیده پورآقایی نشان می دهد که حاکمیت تا چه حد از فاش شدن جریاناتی نظیر این،ولی واقعی ومستند،هراس دارد.

هفتم:شهرستانها جهنمی به پا شده که فقط با تشکیل کمیته های حقیقت یاب ومستقل می توان به آنچه شکل گرفته رسید.

هشتم:وباز به گفته ی مرد سبزاندیش راهی که می رویم یکطرفه است،یک گام عقب نشینی متجاوزان را جری تر و آنها را در شروع دور تازه ای از کشتارهای پنهان گستاخ تر می کند.

نهم:و همه ی درونیات نشئه شدگان قدرت مطلقه را محسنی اژه ای…اعنماد پنج شنبه شانزدهم مهرماه88 درمراسم تودیع و معارفه رئیس دادسرا و دادگاه انقلاب…در یک جمله گفت:در حال جنگ با دشمن هستیم!آری امروز همه ی ایرانیان و سبزاندیشان در حکم محاربان،دشمنان،مفسدین فی الارض بوده واز نگاه این نشئه شدگان جزایی جزء مرگ در انتظارشان نیست!

اکتبر 3, 2009

میز مذاکره

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 7:11 ق.ظ

یکم:شوقی که در چهره ی مذاکره کنندگان ایرانی با آمریکا آشکار است عمق درماندگی،دروغگویی،نیاز حاکمیت فریب را به تائید ابرقدرت فعلی جهان می رساند. 

دوم:هیلاری کلینتون از همان ابتدا گفت که این مذاکرات فقط در مورد مسائل هسته ای ست وپرونده های دیگر ایران هنوز روی میز گفتگوست وباید در فرصت مناسب درباره ی آن صحبت شود.

سوم:حاکمیت اسلامی به آرامی سرنوشتی مشابه دیکتاتور کاریکاتور این روزهای جهان عرب سرهنگ قذافی پیدا می کند.کسی که از تمام ادعاهای انقلابی خویش،تنها رفتاری کمدی ومالیخولیایی را باقی گذاشته ویک تصویر رقت انگیز از دیکتاتورهای فروپاشیده ی قرن بیستمی ست.

چهارم:جنبش سبز به میز گفتگو نظر دارد،ولی سرنوشت خود را به آن گره نزده است!این مسئله به گفته ی همه ی ناظران امری داخلی و خودجوش است که می داند دنبال چه هست،چه نمی خواهد وهدفش رسیدن به چه نقطه ایست.

پنجم:وباز به تعبیر مرد سبزاندیش شهر ما:جنبش با رشدی سریع بزرگ می شود،حرف می زند وبه زودی راههای تازه مبارزه را به ارباب فریب،تزویر،خون وجنون نشان می دهد.

اکتبر 1, 2009

این روزهای ما

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 9:53 ب.ظ

1:همه چیز به سرعت در حال تغییر و دگرگونی ست،تاحدی که می توان نوشت نیمه ی دوم طوفانی در راه است!تمام ایران با آغاز سال تحصیلی نمادی از اعتراض و عصیان شده ونمایش قدرت مردان کودتاچی کمترین اثری در عزم و اراده ی عامه مردم گذاشته است.

2:این روزها درتهران دیدن مدارس هنگام تعطیل شدن بسیار جالب و درنوع خود جالب توجه است. نیروهای پلیس،برخی جاها یگان های ویژه ولباس شخصی هایی که سعی می کنند خود را عابر معمولی نشان دهند و…شکل تازه ای از کنترل اجتماعی را به نام طرح انضباط اجتماعی و حفاظت از دانش آموزان به نمایش گذاشته اند.

3:یکی از جدی ترین دلایلی که نیروهای پلیس در اطراف مدارس مستقر شده اند ترس از دیوارنویسی های بچه مدرسه ای هاست،در شرایطی که بیشتر رسانه های خبررسانی یکطرفه،محدود،مسدود شده ومردم به سختی می توانند از اخبار واقعی مطلع شوند دیوارنویسی یکی از زنده ترین رسانه های این روزهای مبارزان سبز است.تجربه روز قدس،که مبارزان سبزاندیش به یاری دیوارنویسی گسترده در سطح کشور مردم را تحریک به حضور در خیابانها نمودند، نشان داد که حکومت به هیچ طریق نمی تواند دیواری بین مردم کوچه و بازار وفعالان جنبش سبز بکشد.

4:بعد از دیوارنویسی می توان به جمع نشدن دانش آموزان و شکل گیری جمع هایی که از نظر حکومت قابلیت تبدیل شدن به یک جریان خطرناک را دارند اشاره کرد.

5:واقعیت تلخ این روزهای واپسین بسیار دردناک تر از آنی ست که بتوان نوشت.براحتی قابل مشاهده است که حاکمیت قدرت کنترل و اداره کشور را از دست داده ومثل گربه ای گیج فقط سعی می کند تعادل خود را دراین شرایط روبه سقوط حفظ کند.تهران به یک پادگان تیدیل شده،وضعیت شهرستانها چیزی کم ازحکومت نظامی ندارد،شهرهای دانشجویی به شدت کنترل می شود وبسیاری نمایش های دیگر که نشان می دهد حاکمیت هیچ برنامه ی ویزه ای برای اداره ی کشور ندارد.

6:در این وانفسا وقحطی شرف،شریعت،اخلاق نزد مردان حاکم سخن گفتن مردی چون جواد لاریجانی و توهین های او به سید سبزاندیش خواندنی ست.او که نظیرحداد عادل،احمد توکلی و…از دریوزگان بارگاه مقتدا و دلبسته ی آستان فرعونی اوست اگر غیر ازاین حرف بزند جای تعجب دارد. او که متخصص راه رفتن در منطقه ی صفر است ترس آن دارد که در روزگار تصفیه حساب او نیز از قبیله ی ….باشد و….

7:این روزها،روز مشخص شدن عیار آزادگی ست وسگان بارگاه بت بزرگ نشان داده اند هیچ بویی از….نبرده وفقط دغدغه ی قدرت و زندگی زیر عنایت فرعون نشسته در….را دارند.

سپتامبر 24, 2009

بسته ی ردشده

دسته: Uncategorized — yaghiha @ 11:30 ق.ظ

1:بسته ی پیشنهادی مطرح شده از سوی دلسوزان نظام،به همراهی هاشمی رفسنجانی،باز نشده از سوی رهیری برگشت خورد.

2:بیانیه ی مجلس خبرگان فقط نشان از راه برگشت ناپذیری دارد که مقتدا و همراهانش آغاز کرده اند.

3:خبرها نشان می دهد که مقتدا برای روزهای بعد هیچ برنامه ای ندارد وفقط سعی می کند فضای امنیتی و اختناق را تشدید کند.

4:فضا بسیار غبارآلود است وهیچکس نمی داند چه اتفاقی این روزهای متزلزل را طوفانی و راه را یکطرفه میکند

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام.