1:حرف از روزهایی ست که گذشته وامروز به تاریخ پیوسته است.روزهایی که مردم صادقانه به تغییر می اندیشند ومقتدا به خون و سلطه ی مردان رم کرده ی خود!
2:مقتدا بازی مهیبی را برای تغییر ساختار نظام از جمهوری اسلامی به خلافت اسلامی آغاز نمود.او در رویای ایجاد یک خلافت اسلامی از نسل خویش بود،رویایی که برای تحقق آن مردانی ویژه و کاهنانی خاص تر در تدارک داشت.
3:مقتدا فکر همه چیز را کرده بود،او با رویای یک نسل کشی وتصفیه حساب فرآگیر از جنس دهه ی شصت راه خود را آغاز کرد؛ولی در این میانه چیزی که رویای مقتدای تشنه کام را پریشان کرد حضور گسترده مردمی بود که دیگر از سلطه ی دروغ و فریب خسته شده بودند.مردمی که از تجاوز به دخترانشان در بازداشتگاههای بی نام ونشان بسیج، ستادهای احیاء امر به معروف و…خسته شده و دنبال بازگشت حداقل امنیت به زندگی عادی خویش بودند.
4:نسلی که با بت بزرگ در این دیار پاگرفته از همه جهات در تاریخ معاصر بی نظیر است.این مردان و زنان ،خود و بت خویش را مبداء عالم امکان دانسته و هرکاری را برای جلب رضایت او مباح می دانند.آنها به راحتی می کشند،می درند،غارت و تجاوز می کنند وهمه ی این جنایات بی نظیر را تحت لوای عنایات بت بزرگ کماکان ادامه می دهند.آنها این روزها در پناه اسلحه خود را محق ومردم عادی ومنتقدین خویش را لایق هرگونه آزاروظلمی می دانند.
5:ایران امروز به معنای مطلق کلمه در یک جنگ بقا گرفتار آمده،حاکمیتی که به صراحت جامعه را با مرزبندی های خودی وغیرخودی اداره می کند،در این ایام برای ماندگاری به ایجاد تفرقه و نزاع خانگی دلبسته است.مردان مقتدا در دخمه های شیطان به بدترین شیوه های ایدئولوژیک تربیت می شوند و همه را برای روزهای سرکوب وجنگ های خیابانی آماده می کنند!
6:آغاز خلافت اسلامی را باید از همان روز بیست و سوم خردادماه سال گذشته دانست،روزی که فرعون بزرگ برعلیه ملت ایران کودتا کرد ودر این راه همه را به مبارزه و همآوردی طلبید.
7:معتقدم هنوز نیمی از جنایات مردان مقتدا و بارگاه سفله پرورش عیان نشده و گذر زمان بهتر می تواند همه ی آنچه گذشت را شرح دهد،دوباره از این باب خواهم نوشت.
مه 19, 2010
روایت این روزها
نوشتن دیدگاه »
هنوز دیدگاهی داده نشده است.
خوراک آراِساِس دیدگاههای این نوشته. شناساگر دنبالک